همه جا(برای دوستانم فاطمی وبستان)
این باد لعنتی
که نمی وزد
نبودن تو
همه جا هست
آفـتاب باش تااگر خواستی برکسی نتابی ،نتوانی
این باد لعنتی
که نمی وزد
نبودن تو
همه جا هست
درختی عاشق شد
درختی گر گرفت
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
وتنهایی من شبیخون حجم تراپیش بینی نمی کرد
وخاصیت عشق این است
کسی نیست
بیازندگی رابدزدیم آن وقت
میان دودیدار قسمت کنیم
بیا باهم از از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزهاراببینیم
و مناظر زيبا را از نظر مي گذراند.
آن دور ها درختي را ديد كه سال ها قبل زير سايه ي
آن نشسته و
اولين بوسه ي عشق را از لب معشوق
چشيده بود.
و بقيه بوسه ها كه همه از روي هوس بود!!!
هستیم .
اگر به سرمان نمی زد که آن روز را با هم باشیم ... امروز بی هم نبودیم .
(برگرفته از روزنامه همشهری)